روشن بینی تب آلودم...

روشن بینی تب آلودم...

                       درد دارد...

در این غربت عمومی...

   همه مان

        درگیر قفسیم و

               غرق در اعتماد بیهوده....

 بیقرار حالیم,

              متنفر از گذشته...

                                  محروم از آینده...

درد می کند...

 

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
باربد

خوش به حال دیونه...که همیشه خندونه...از تموم زندگی روشو بر میگردونه... به امید لحظه های دلنشین برای تو و همه

ساراازکرمانشاه

ساراگل سلام -خوبی ؟خوشی؟سلامتی؟مامان جون راسلام برسان .آپم [گل]

علیرضا

مگذار که عشق، به عادت دوست داشتن تبدیل شود! مگذار که حتی آب دادن گل‌های باغچه، به عادت آب دادن گل‌های باغچه بدل شود! عشق، عادت به دوست داشتن و سخت دوست داشتن دیگری نیست، پیوسته نو کردن خواستنی‌ست که خود پیوسته، خواهان نو شدن است و دگرگون شدن تازگی، ذات عشق است و طراوت، بافت عشق چگونه می‌شود تازگی و طراوت را از عشق گرفت و عشق همچنان عشق بماند؟ عشق، تن به فراموشی نمی‌سپارد، مگر یک بار برای همیشه. جام بلور، تنها یک بار می‌شکند می‌توان شکسته‌اش را، تکه‌هایش را، نگه داشت اما شکسته‌های جام ،آن تکه‌های تیز برنده، دیگر جام نیست احتیاط باید کرد همه چیز کهنه می‌شود و اگر کمی کوتاهی کنیم، عشق نیز بهانه‌ها، جای حس عاشقانه را خوب می‌گیرند

مرموزه خیلی خیلی شکاک

یاسلام خدمت دوستانه گرامی داروی مسکن وارد شده از امریکا با تاییده وزارت بهداشت رسید[نیشخند]

مازیار

تاریخ عشق سرشار از شادی و اندوه است لبریز باران است؛ گاهی تازه، گاهی تلخ. بگذار سهم ما ازین تاریخ آغوش باشد، بوسه باشد، شادمانی باشد و لبخند. ..

مژگان

همه مان درگیر قفسیم و غرق در اعتماد بیهوده.... ___________________________ اعتماد بیهوده http://sokootebaran.persianblog.ir/

عنوان

اعتمادی بیهوده.... چقدر درد دارد مطالبتون زیبا بود، کوتاه و زیبا .. عیدتان مبارک