کوچ می کنم از نگاهی به نگاه دیگر

بال می گشایم از شانه ای به شانه ی دیگر

اما .....

تو آرامش منی

در نگاهت

بر شانه ات

در آغوشت

لانه می کنم

/ 1 نظر / 14 بازدید
سیاوش

من باغ زمستان زده دارم تو نداری من خرمن طوفان زده دارم تو نداری از خاطره ی سبز بهشتی که فرو ریخت یک میوه ی دندان زده دارم تو نداری "داش آکلم" و تنگ دلی درد نشان را بر صخره ی "مرجان" زده دارم تو نداری من عهد نوشتم تو نه دیدی و نه بستی من دست به قرآن زده دارم تو نداری "گر همسفر عشق شدی"را که شنیدی؟ من اسب به میدان زده دارم تو نداری من اینهمه گفتم و تو یک جمله نوشتی: ((من سرمه به مژگان زده دارم تو نداری )) ((من گونه شبنم زده دارم تو نداری)) ((آرامش برهم زده دارم تو نداری)) چند بیت اول از حامد عسکر یه بیت های آخر داخل گیومه از دوست عزیزم سهراب سلاجقه