روح بیابان در من حلول کرده...

         خشک خشکم...

پر از ترک...

/ 6 نظر / 22 بازدید
روایت تلخ

پر از احساس ..[گل]

مازیار

بخوان با هر زبانی که عاشقانه‌تر است آهنگین‌تر است و واج‌های صمیمی‌تری دارد بخوان حتی اگر شده اندازۀ پنجره‌ای ... که بیش از حوصلۀ بهار بسته مانده‌ست آنقدر بسته مانده‌ست که اسمش را گذاشته‌اند دیوار.

m

[گل]

ساراازکرمانشاه

عرض سلام، طول عمر و ارتفاع سلامتى
 براى مساحت وجود نازنینت....[گل]خوبی گل من؟مامان چطوره؟میخونمت منتها کامنت دونیت گاها سیونمیکنه هااا[لبخند]بوس

مازیار

برخیز و بیا بتا برای دل ما حل کن به جمال خویشتن مشکل ما یک کوزه شراب تا بهم نوش کنیم زان پیش که کوزه‌ها کنند از گل ما

مازیار

سال ها عاشق یک شخص مجازی سخت است در خیالات خـودت قــصـــــر بسازی، سخت است مثل این است که کودک شده باشی، آن وقت هـــــی تـــو را باز نگیرند به بازی، سخت است اینکه دنبــــال کنـــی سایــــه ی مجهولـــــی را تا به هم خوردن خط های موازی، سخت است این کـــه یک عمر بدون تــــو قــــدم بـــــردارم بین دروازه ی سعدی و نمازی، سخت است گاه جغرافی چشمان تو خیلی ساده ست گاه اثبات تـــــو از راه ریاضـی، سخت است زیـر پیراهن گل مخملــــی ات پیچیده ست عطر نارنج ولی دست درازی، سخت است