سر انجام روزی رگهایم را به هم گره میزنم و از تاریکیه 

چاه خودم میگریزم

خودم را بالا میکشم

میکشم تا به سیارهای دیگر برسم

تو دستم را بگیر و بالایم بکش

زمین مرا از حافظت پاک کن

من از تبار تو نیستم

مرا از حافظه ات پاک کن

/ 1 نظر / 4 بازدید
سیاوش

سلام سارا خانم عزیز شعرایی که می نویسی جدا از حس لطیف زنانه ای که در آن موج میزند فضا سازی بسیار خوبی ایجاد میکند من که لذت بردم