باید از تو می گذشتم...

/ 8 نظر / 21 بازدید
پاییزفصل زیبا

پشت درياها شهري است كه در آن پنجره‌ها رو به تجلي باز است. بام‌ها جاي كبوترهايي است كه به فواره هوش بشري مي‌نگرند. دست هر كودك ده ساله شهر، خانه معرفتي است. مردم شهر به يك چينه چنان مي‌نگرند كه به يك شعله، به يك خواب لطيف.... خاك، موسيقي احساس تو را مي‌شنود و صداي پر مرغان اساطير مي‌آيد در باد. پشت درياها شهري است كه در آن وسعت خورشيد به اندازه چشمان سحرخيزان است. شاعران وارث آب و خرد و روشني‌اند. پشت درياها شهري است! قايقي بايد ساخت. .......با آرزوی موفقیت برای شما دوست ارجمند با جدیدترین نوشته هایم در((پاییزفصل زیبا )) به سبک نثرادبی منتظر حضورسبز شما هستم ...[گل]

مهتاب

چقدر غمگین می نویسی؟؟!!!! ممنونم که بهم سر زدی

مهدخت

اینروزها حال نوشته این پستتونو دارم.....از خیلی چیزا گذشتم اما غصه ها انگار نمیخوان از من بگذرن

Ali Reza

ما در ره دوست نقص پیمان نکنیم / گر جان طلبد دریغ از جان نکنیم دنیا اگر از زیبا رویان لبریز شود / ما پشت به دوستان قدیمی نکنیم رفاقت را درمکتب خانه ای آموختم که بابت شهریه اش تمام زندگیم را باختم

پولاد

سلام سارا جان ممنون بابت بازدیدت از وبم و کامنتت اگه با تبادل لینک موافق بودی خبر بده فعلا

محمد

باید از خیلی چیزها گذشت سارا.. او " که چیزی نیست ...[گل]

M&A

ولی من نمیخوام بگذرم ... نباید بگذرم...