سرمای بی کسی...

در این روزگاران,

در هر نگاه,در هر چرخش چشمم,

انقدر از سرمای بی کسی بی کسان لرزیده ام,

که دیگر زمستان برایم معنایی ندارد...

 

/ 3 نظر / 13 بازدید
امیرحسین

درود بر شما و ممنون بخاطر قدم رنجه کردن. زیر نظراتتون پاسخ کوتاهی عرض کردم، امیدوارم بیایید و بخوانید. فرموده بودید که پس از تامل دوباره نظرتان را بیان میکنید. باید بگم که چشم براهم. ضمنا، فضای وبلاگتون خیلی غمگینه... چرا؟ راستی، آدرس وبلاگ رو اشتباه نوشته بودید ... [لبخند] "شاد" باشید.

بانــــو

اميدوارم دلت هميشه گرم وشاد باشه سارا جان و بتوني دلي را گرم و شاد كني

بانــــو

مشغول سروسامان دادن وبلاگم به همش ريختم حسابي[ناراحت]