اغاز می کنم...

اغاز می کنم فصل دیگر بودن را...

افسوس که عمر من دو فصل بیشتر ندارد,

تنها خزان است وسرمای زمستان

که باز ناهنجار به روی هستی ام می نشیند...

/ 5 نظر / 6 بازدید
شایان نجاتی

درود بر شما با ترانه خاطره ها بروزم و منتظر حضور سبز و کلام مهربانی شما بزرگوار هستم... تا درودی دیگر بدرود[گل]

smpt

سلام نمیدونم چرا ولی دلم می خواست بهتون بگم شاد بنویس[گل]

مازیار

زندگی دو راهی شتاب هاست؛ هر کسی به وسع خویش غرق انتخاب‌هاست.