نمیدانم؟؟؟

وتنها کسی که دستانم را دوست مى داشت را... خود با دستانم خاک کردم... این جنایت است یا مکافات... نمی دانم؟؟؟

/ 11 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علیرضا

نمیدونم والا .... خیلی زیبا و احساسی بود ممنون آجی سارا [دست][دست][دست] [گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل][گل]

علیرضا

در درگه عشق کنم از تو شکایت گویم که کشت مرا دو چشمان سیاهت در هر نگهت مستی صد جام شراب است چشمان تو میخانه دلهای خراب است

علیرضا

خسته تر از دیروزم کاش میشد گوشه ای نوشت خدایا خسته ام فردا بیدارم نکن…

علیرضا

آسمان با وسعتش تقدیم تو رقص ماهی های دریا مال تو هر چه دارم از تو دارم مهربان زندگی امروز و فردایم مال تو

مازیار

از دست داد نش مکافات جنایتهایم بود...

اینکه بدانی آنچه در آن گیر افتاده ای مکافات اعمال خودت است زجراورتر از جنایتی است که حال آماده ی قصاصی،نه؟

مهرداد

تارنگار کوروش بزرگ نخست پالایه(فیلتر) و سپس نیز صفحۀ مدیریت آن از دسترس خارج شد. چنانچه خواستید، ازین پس با این نشانی که یک 2 به آن افزوده شده به ما سر بزنید.

علیرضا

حافظ از چشمان قشنگ تو غزل ساخت هرکس که تورا دید به چشمان تو دل باخت ، نقاش غزل تا که به چشمان تو پرداخت ، دیوانه شد از طرز نگاهت قلم انداخت[قلب][قلب]

مژگان

متاسفانه همیشه از اون سمتی خم میشیم که بهش تکیه کرده ایم http://sokootebaran.persianblog.ir/